تبليغاتX
::. قلب شکسته .::

قلب شکسته

: منوی اصلی

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ

: نوشته های پیشین

اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386

: پیوندها

کد موزیک برای وبلاگ شما
کامپيوتر و هک،لينوکس رايگان
فروش ویژه windows vista و office 2007
دانلود همه جوره + ابزار رایگان وب
سلطان شادی ها
ترفند های کامپیوتر و موبایل
بهترین برنامه های کاربردی
๑۩۞۩๑ پادشاه دانلودها ๑۩۞۩๑
اولين مجموعه کتابهاي فارسی و انگلیسی تن تن
پردیس آنلاین
قالب وبلاگ
بهترين وبلاگ هك
آفزایش ۱۰۰٪ آمار شما
بهاره خانم با یه وبلاگ زیبا
آموزش +دانلود +موزیک+نرم افزار+تصاویر+موبایل+کلی مطالب جالب دیگه
دانلود نرم افزار _ترفندهاي كامپيوتر
آزادي.....
مرکز دانلود و آموزش ترفند
بزرگترین مرکز دانلود آهنگ
.:: قالب های رایگان ::.

: موسیقی


: لینک باکس

: طراح قالب

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 

                          

 

 

                              

درد عشق



چشمانم در نگاهش ساعتها خيره ماند


حرفي براي هم نداشتيم


زيرا قلبهايمان در حال نجوا بودند


نميخواستم خلوتشان را بر هم زنم


سكوت را ترجيح دادم


تا قلبهايمان درد و دل كنند


چشمهايش عمق عشق را فرياد ميزد


هوس بوسيدن لبهايش آزارم ميداد


عشق مقدسمان را با هوسي زودگذر آلوده نكردم


اما چشمانم با اندامش عشق بازي مي كرد





چه عاشقانه بود دیروزم...


چه تاریکست امروزم...


به آتش می کشم خود را



اگر فردا چنین باشد...

| +| نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387 توسط | | ارسال به دوستان
عشق نمي پرسه اهل کجايي ، فقط ميگه تو قلب من زندگي مي کني . عشق نمي پرسه چرا دور هستي فقط ميگه هميشه با من هستي . عشق نمي پرسه که دوستم داري فقط ميگه : دوستت دارم
 
درشهرعشق قدم ميزدم گذرم افتادبه قبرستان عاشقان خيلي تعجب کردم تاچشم کارمي کردقبربودپيش خودم گفتم يعني اين قدرقلب شکسته وجودداره؟يکدفعه متوجه قلبي شدم که تازه خاک شده بودجلورفتم برگهاي روي قبرراکنارزدم که براش دعاکنم واي چي ميديدم باورم نميشه اون قلبه همون کسيه که چندساله پيش دله منو شکسته بود
 
 سرکلاس دو خط سياه موازي روي تخته کشيد!! خط اولي به دومي گفت ما مي توانيم زندگي خوبي داشته باشيم ..!! دومي قلبش تپيد و لرزان گفت : بهترين زندگي!!! در همان زمان معلم بلند فرياد زد : " دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند" و بچه ها هم تکرار کردند: ....دو خط موازي هيچگاه به هم نمي رسند مگر آنکه يکي از آن دو براي رسيدن به ديگري خود را بشکند !!
 
عشق تنها براي يک بار مي ايد و براي تمام عمرش مي ايد عشق همان بود که به تو ورزيدم حقيقتا همان يک بار حقيقتا همان يک بار و از بس بدان اويختم تا هميشه همه ي زندگي ام با ان بيش خواهد رفت بس تا هميشه عا شقت مي مانم
 
 
اگه روزي شاد بودي، بلند نخند كه غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين بودي، آرام گريه كن تا شادي نااميد نشه اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم هیچ گاه برای امدنت باران را بهانه نمی کردی رنگین کمان من
 
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد  

روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...

 

هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند

 

اي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود

 

بچه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم نهايت هر چيزي همين 10 تا بود از بابا بستني که مي خوا ستم10 مي خواستم مامانو 10 تا دوست داشتم خلا صه ته دنيا همين 10 تا بود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود حالا نمي دونم که دنيا چقدره نهايت دوست داشتن چندتاست ده تا بستني هم کفافمو نمي ده خيلي هم طمعه کار شده ام اما مي خوام بگم دوستت دارم مي دوني چقدر؟ به اندازه همون ده تاي بچگي

 

انقدر از زندگاني دلگير و دلسردم که روزي اگر بميرم مر گ خود را جشن مي گيرم

 

زندگي شهد گلي است که زنبور زمانه مي مکدش انچه مي ماند عسل خاطره ها ست

 

هميشه کسي رو انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواهي براي اينکه تو قلبش جا بگيري خودت رو کوچک نکني

 

به چشمانت بياموز ؛که هرکس ارزش ديدن نداردبه دستانت بياموز ،که هرگل ارزش چيدن نداردبه قلبت بياموز که هر کس کنج آن جايي ندارد

 

اگر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم فقط شربت عشق بود اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفتم

 

زندگی چیست؟ زندگی مانند اتوبوس شلوغی است که جایی برای نشستن نیست و وقتی خلوت میشود و می خواهی بشینی راننده داد می زند پیاده شوید اخر خط است

 

در غرور اشک من همیشه یاد تو بود در سکوت سینه فریاد تو بود

 

چشم وقتی زیباست پرازاشک باشد اشک وقتی زیباست برای عشق باشد عشق وقتی زیباست برای توباشد تووقتی زیبا هستی که برای من باشی و ما هنگامی زیبا هستیم که برای هم باشیم

 

در این دنیا نکردم من کناهی فقط کردم به چشمانت نگاهی اگر باشد نگاه من گناهی مجازتم کن هر طور که خواهی

 

زندگی دو روز است یه روز با تو یه روز برعلیه تو ان روز که با توست مغرور نشو ان روزکه برعلیه توست نا امید نشو

 

می گن قسمت ٬ گفتم نه خواستن ٬ می گن قسمت نباشه خواستن بی ارزشه٬گفتم خب نمی خوام تا قسمت بی ارزش بشه اما...قسمت لعنتی!من خواستم که نخواهم اما نشد و خواستم ٬ ولی قسمت نخواست ومن ازقسمت شکست خوردم وقسمت با ارزش شد و من..

 

 به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

 

آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي !؟

 

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم

 

می رسد روزي كه بي من روزها رو سر كني مي رسد روزي كه مرگ رو باور كني مي رسد كه تنها در كنار قبر من شعر هاي كهنه ام رامو به مو از بر كني

 

مـــاهــان

 

اگه فکر میکنی که رفتنت باعث شکستنم میشه ؛ اگه فکرمیکنی که بعد ازرفتنت اشک میریزم ؛ اگه فکرمیکنی که بانبودنت لحظه هام خالی میشن؛ اگه فکرمیکنی که هرلحظه دلم برات تنگ میشه؛ اگه فکرمیگنی که بی تومیمیرم؛ درست فکرمیکنی تو که میدونی نبودنت رو تاب نمیارم پس بــــــــــــــــــــــــــــــــــمــون

 

می بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی...بخاطر تمام خنده هایی که به صورتم نشاندی نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی...بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی...نمی بخشمت بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی...بخاطر نمکی که بر زخمم گذاشتی...و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی

 

عشق از دوستی پرسید : تفاوت من وتو در چیه ؟ دوستی گفت : من دیگران را باسلامی آشنا می کنم و تو با نگاهی . من آنها را با دروغ جدا می کنم و تو با مرگ

 

هيچ وقت دل به كسي نبند چون اين دنيا اونقدر كوچيكه كه توش دوتا دل كنار هم جا نميشه... ولي اگه دل بستيد هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اوقدر بزرگه كه پيداش نمي كني

 

 وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه

 

هميشه فکر کن تو يه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته

 

سيب سرخي رابه من بخشيد و رفت ، عاقبت برعشق من خنديد ورفت ، اشك درچشمان سردم حلقه زد ، بي مروت گريه ام راديد و رفت

 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

 

جيرجيرك به خرس گفت: دوست دارم، خرس ميگه: الان وقت خواب زمستانيمونه، بعد صحبت مي‌كنيم. خرس رفت خوابيد ولي نمي‌دونست كه عمر جيرجيرك فقط سه روزه

 

هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره . اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو ميميره و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره

 

معرفت را باید از سیگار یاد بگیرید , با اینکه که میدونه بعد از اینکه تموم شد زیر پا لهش می کنی ولی بازم تا آخرش به پات می سوزه

 

سنگ قبر من بنويسـيد خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود بر سنگ قبر من بنويســـــــيد پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود بر سنگ قبر من بنويســيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود بر سنگ قبر من بنويســــــيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود

گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستش

| +| نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 توسط | | ارسال به دوستان
کبوتر

 

چکه های خاطره

از کوچه های حادثه به آرامی می گذرم ، با دستهایم چشمانم را محو می کنم تا ببینم آن کوچه بن بست تنهایی عشق را...

دلم عجیب هوای دیدنت را کرده است ، دستانم را کمی کنار می زنم و از لا‌ به لا‌ی انگشتان لرزانم نیم نگاهی به گذشته ناتمامم می اندازم ، چیز زیادی نیست و از من نیز چیزی نمانده است جز آیینه زلا‌لی که از آن گله دارم که چرا حقیقت زندگی را از من پنهان کرد... !؟ و تو ای سنگ صبور لحظه لحظه های عمر کوتاه من ، چقدر

بی کس و تنها ماندی ! جواب صفحه های سفیدت را چه دهم که من نیز بی وفایی را از زمانه آموختم.

می دانم دلت آنقدر بزرگ و دریایی است که مرهم زخم های بی کس ام باقی بمانی و یک امشب دیگر را با من تا سحرگاهان همنوا شوی.

به سراغت نیامدم چون روح باران زده شیدای روزهای آشنایی گرفتار تگرگی بی پایان شد و اینگونه سیلا‌ب عشق در مسیر طغیان آمال و آرزوهایم تبدیل به سرابی شد.

نبودی تا ببینی که چگونه غزل در تاب یاسمن تب کرد و تا صبح نالید ، نبودی تا ببینی که آسمان چه بی قرار و معصومانه اشک می ریخت و تن سرد مرا نوازش می کرد ، نبودی تا ببینی که چگونه چشمانم در انتظارت ماند و نیامدی...

تو خود گفتی که دنیا فدای تو و چشمانت ، تو خود گفتی آبیِِِ آرامشِ دریا فدای نگاهت ، تو خود گفتی سرخی آتشین شقایق ها فدای قلب کوچکت...

حالا‌ از آن حرفهای رنگین اثری نیست و تمام آبی ها و قرمزها برایم رنگ باخته اند ، از تو نیز به خاطر دو رنگ بودنت شکوه ای ندارم ، چون دیگر دنیا برای من بی رنگ است!

و اما باز هم تو ای حریم پاک و بی آ لا‌یشم! می خواهم ترکت کنم و هیچ گاه به سوی صفحه های قلم خورده ای که خود بر رویت حک کردم ، باز نگردم . شاید اینگونه مجبور نباشی دستهای سفیدت را به زیر چکه های دلتنگی ام بگیری و له شوی و گیسوانم را بر تن لطیفت احساس کنی.

لحظه ، لحظه ای است جادوئی... ! در کنج خلوت این اتاق دستهای دختری ، آرام صندوقچه ای را مهر می کند و زمزمه ای در زیر لب دارد . نوایش ضعیف نیست اما هیچ کس نمی تواند بفهمد او چه می گفت و دیگر نمی گوید...

 

| +| نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 توسط | | ارسال به دوستان

دانلود نرم افزار مسیچ موبایل رایگان sms farsi www.bahar20.sub.ir اس ام اس (پیامک) قشنگ دانلود نرم افزار مسیچ موبایل رایگان sms farsi www.bahar20.sub.ir

منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي منه"

پیامک جدید sms farsi پیامک جدیداس ام اس فارسی SMS FARSIمسیج جدید sms farsiپیامک جدید

دانلود نرم افزار مسیچ موبایل رایگان sms farsi www.bahar20.sub.ir شعر اس ام اس (پیامک)ی قشنگ دانلود نرم افزار مسیچ موبایل رایگان sms farsi www.bahar20.sub.ir

قلب من در هر زمان خواهان توست  / این دو چشمان عاشقم مهمان توست / گرچه لبریز از غمی درمانده ام / این نگاهم  در پی درمان توست ...!

پیامک جدید sms farsi پیامک جدیداس ام اس فارسی SMS FARSIمسیج جدید sms farsiپیامک جدید

 دانلود نرم افزار مسیچ موبایل رایگان sms farsi www.bahar20.sub.ir sms farsi یک بوسه دانلود نرم افزار مسیچ موبایل رایگان sms farsi www.bahar20.sub.ir

تمام شیرینی عسل از بوسه است پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است بهترین هدیه پس از یک انتظار بشنوید از من فقط یک بوسه است

پیامک جدید sms farsi پیامک جدیداس ام اس فارسی SMS FARSIمسیج جدید sms farsiپیامک جدید

 دانلود نرم افزار مسیچ موبایل رایگان sms farsi www.bahar20.sub.ir اس ام اس (پیامک) جدید قشنگ دانلود نرم افزار مسیچ موبایل رایگان sms farsi www.bahar20.sub.ir

شعله گفت کاش روزی به شمعدان میرسیدم شمع بدون اینکه حرفی بزند ذره ذره آب شد تا شعله به آرزویش برسد!

پیامک جدید sms farsi پیامک جدیداس ام اس فارسی SMS FARSIمسیج جدید sms farsiپیامک جدید

 

بهار 20 -  اس ام اس ولنتاین مبارک www.bahar20.sub.ir  اس ام اس (پیامک) جالب   بهار 20 -  اس ام اس ولنتاین مبارک www.bahar20.sub.ir

امیدوارم با هر دونه برفی که می باره یه غصه از دلت پاک شه. آرزو می کنم غم های دلت برن زیر برف زمستون و دلت همیشه سفید و بدون غم بمونه

اس ام اس (پیامک) جوک پیامک مسیج جک جوکستان اس.ام.اس جکستان پیام کوتاه

 بهار 20 -  اس ام اس ولنتاین مبارک www.bahar20.sub.ir  اس ام اس (پیامک) عاشقانه   بهار 20 -  اس ام اس ولنتاین مبارک www.bahar20.sub.ir

دونه های برف فقط برای دیدن چشات از آسمون پایین میان. اما پاشونو که زمین می ذارن فدای مهربونیت می شن...

دنيا هـم بـه آدمـهاي خـوش بين نيـاز دارد هـم به آدمهاي بـد بين چون افـراد خــوش بـيـن هواپيما ميسازند،افراد بدبين چتر نجات

 

| +| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط | | ارسال به دوستان

 

کاش در این رمضان لایق دیدار شوم

سحری با نظر لطف تو بیدار شوم

کاش منت بگذاری سرم مهدی جان

تا که همسفر تو لحظه ی افطار شوم

 

 

| +| نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 توسط | | ارسال به دوستان

 

كاش مـي شــــــــــــــــد در كنـارت 
                                           عاشـق و ديوانــــــــــــــــــــه بـودن
 

                                                                        بـا دل مســـــــــــــــــت و خرابـت

                                                                                                  همدل وهــــــــم خانـه بـودن

كاش مـي شــــــــــــــــد در خيالـم

                                       خـواب ورويـــــــــــــــــاي توديـدن

                                                                       در دل شـب مســــــــــــــــت بــودن

                                                                                                  

  چشـم زيبــــــــاي تـو ديـدن  

                                      كاش مـي شـد از نگاهـت

                                                                  پل بـه دنيـاي دلـت زد
                                                                              مست چشمـــــــــان تـو بـود و

                                                                                                  

   بوسـه نـا غافلــــــــــت زد!

 

السلام  علیک یا فاطمه الزهرا

زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است.

 ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی!

 در شکوه مقام تو حیرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند.

برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت.

 تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات

 با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی

 

| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 توسط | | ارسال به دوستان

تو نمی فهمی اندوه مرا...

هیچ حرف دگری نیست که با تو بزنم

تو نمی فهمی اندوه مرا

چه بگویم به تو ای رفنه زدست

شدم از مستی چشمان تو مست

شده ام سنگ پرست

مرگ بر انکه دلش را به دل سنگ تو بست

تو نمی فهمی اندوه مرا


 .:به خدا تكي تو دنيا:.

وقتي از تو دل بريدم                جز خودت چيزي نديدم

           پي هر كسي كه رفتم             اخرش به تو رسيدم                 

حالا كه رفتم و گشتم                   ميبينم تكي تو دنيا

نميشه تو رو عوض كرد                  حتي با شباي رويا
 
انگار اسمون نميخواست                 ببينه ماها رو با هم
 
يادته لحظه ي اخر                     زير اون بارون نم نم 
 
گل سرختو گرفتي                   دادي دستم گل مريم
 
دست من نبود نه از تو                    بلكه از خودم گذشتم
 
عشقتو خواستم بذارم                       لاي خاطرات دفتر
 
اما ياد تو نمي گذاشت                          ميومد دوباره از سر
 
توي يك غروب جمعه                          اصل مطلبو نوشتم
 
پي هيچ كس نمي گردم                  چون تويي اول و اخر
 
 حالا كه رفتم و گشتم                   ميبينم تكي تو دنيا
 
نميشه تو رو عوض كرد                   حتي با شباي رويا
 
يادته خواستي بمونم                     ناله كردم كه نميشه
 
حالا عمريه اسيرم                   توي دام زرد غربت
 
اما اسمشه كه نيستي                    با مني همش....هميشه
 
من كه تقصيري نداشتم                        تلخه قانون جدايي
 
من و تو سرش نميشه                     ميزنه چه تيشه هايي
 
ولي حق داري بگي كه                    اينا حرفه....بي وفايي
 
حالا كه رفتم و گشتم                 ميبينم تكي تو دنيا
 
نميشه تو رو عوض كرد                   حتي با شباي رويا
منبع : www.Persian-Star.org


 .:زخم دوری:.

 

اون که یه وقتی تنها کسم بود   تنها پناه دل بی کسم بود

 

تنهام گذاشت و رفت از کنارم    از درد دوریش من بیقرارم

 

 

 

 

خیال می کردم پیشم می مونه    ترانه عشق واسم می خونه

 

خیال می کردم یه همزبونه    نمی دونستم نامهربونه

 

 

 

 

با اینکه رفته اما هنوزم    ازداغ عشقش دارم می سوزم

 

فکرو خیالش همش باهامه    هرجا که می رم جلو چشامه

 

 

 

 

دلم  میخواد تا دووم بیارم    رو درد دوریش مرحم بذارم

 

اما نمیشه راهی ندارم    نمی تونم من  طاقت بیارم 

 

 

 

| +| نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387 توسط | | ارسال به دوستان

بوی بهشت

نبى به بوى بهشتى تو ارادت داشت

على به جلوه هر روزه تو عادت داشت

کدام نور ز مصراع بیت تو جوشید

که شعله هم به در خانه‏ات ارادت داشت

براى خاطر حیدر به تازیانه نشست

کدام دست چنان دست تو عبادت داشت؟

براى ضربه دیگر به دیدنت آمد

که گفته دشمن تو نیّت عیادت داشت؟

پس از تو اى گل نشکفته پرپر این بلبل

ز شام تا به سحر ناله‏ها به یادت داشت

قسم به سوره خاکى چادرت بانو

به درک قدر تو باید فقط سعادت داشت

| +| نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387 توسط | | ارسال به دوستان

سلام به آقامون که همه عشق از اوست

 

| +| نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387 توسط | | ارسال به دوستان

 

                                     

                         از تو احساس سخن مي طلبم تا نكنم خيره سري

                       كي برايد به من از لطف تو آن خوش دلي و خوش بصري

                      خواهم از فكر تو بر خيزم و از مهر تو جويم به جهان

                  بگشايم پر پرواز و به سوي ات بزنم بال و پري

             آن گرفتار و غريق ام كه پي راه نجاتي بروم

        تا كه از چشمه ي خورشيد تو جويم ثمري و اثري

    گو كه اين دل چه كند در دل شب ناله و زاري نكند

شب دراز است و سحر دور حبيبا نكني يك نظري

      جان و قلبم به تو و حرف تو معطوف شود من چه كنم

              دوستت دارم و و الهام و توان مي طلبم با ثمري

                    گر من از لطف تو عشق جهان مي طلبم با سخن ام

                           مي كنم صبر بگيرم ز تو آن رمز سترگ هنري

                      مي نهم چهره به خاك ات نكنم صرف نظر تا به سحر

             كنم آن كار عجيبي بگذاري به سرم تاج و زري

    جاي هر خواهش ديگر چه كنم دارم اميدي به تو من

  گريه در خاك تو مي ريزم و تو از دل من با خبري

      نوبت حرف و كتابت همه از لطف تو شد با خبرم

          مي كني كار مرا در خور حور و ملك و جمله پري

                پادشاه دل و انديشه و افكار و زبان پرور من

                     كي سپاري همه ي عشق مرا در حسنات دگري

                         چون تو را دارم و از هر هيجاني به جهان پر ثمرم

                                 نروم در پي راهي كه نگويي و نسازي گذري

                                    آن زمان كه تو دست من و افكار مرا مي نگري

                                   مي روم صلح دهم بين خود و جمله هر آن جانوري

 

| +| نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387 توسط | | ارسال به دوستان


This Template Designed By Mahdi-K
All Rights Reserved